قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم
همت توبه به درگاه خدا را خواستم
از علی موسی الرضا رزق لباس مشکیه
دستباف حضرت خیرالنسا را خواستم
هر محرم زیر دین صلح آقاییم ما
یا امام مجتبی اشفع لنا را خواستم
کربلایی نیستم اما تو شاهد باش که
هردعایی کردم اول کربلا را خواستم
خادم امام زاده سید حسین بدیع امانی.
حضرت صادق علیه السلام فرمودند: هر که در مرثیه حسین علیه السلام شعری بگوید و بگرید و بگریاند، حق تعالی او را بیامرزد و بهشت را برای او واجب میگرداند.
هر که در مرثیه حسین (علیه السّلام) شعری بگوید و بگرید و بگریاند، حق تعالی او را بیامرزد و بهشت را برای او واجب می گرداند.همیشه زبان، مترجم عقل بوده ولی ترجمان عشق، چشم است. آنجا که اشکی از روی احساس و درد و سوز می ریزد، عشق حضور دارد ولی آنجا که زبان با گردش منظم خود جمله های منطقی می سازد عقل حاضر است. بنابراین همانطور که استدلالات منطقی و کوبنده می تواند همبستگی گوینده را با اهداف رهبران مکتب آشکار سازد قطره اشک نیز می تواند اعلان جنگ عاطفی بر ضد دشمنان مکتب محسوب گردد. از این رو گریه حضرت زینب علیهاالسلام بر اهل بیت علیهم السّلام گریه عاطفی و گریه پیام آور و یک نوع نهی از منکر و شعار شورانگیز و سوزاننده و رسواگر طاغوتیان و ستمگران بود. بر همین اساس است که پیامبر اکرم و امامان علیهم السّلام کسی را که آمادگی گریه کردن ندارد به تباکی (خود را به شکل گریه درآوردن) دعوت کرده اند تا یاد حسین در همه قرون و اعصار در خاطره ها زنده بماند.
در اجر و ثواب گریه بر امام حسین علیه السّلام
اجر و مزد گریه برای آن حضرت بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن می باشد.
گریه برای آن حضرت سختی های زمان احتضار را از بین می برد زیرا امام صادق علیه السّلام به مسمع بن عبدالملک فرمودند: آیا مصائب آن جناب (امام حسین علیه السّلام) را یاد می کنی؟
عرض کرد: بلی والله مصائب ایشان را یاد کرده و گریه می کنم.
حضرت فرمودند: آگاه باش که خواهی دید در وقت مردن پدران مرا که به ملک الموت وصیت تو را می کنند که سبب روشنی چشم تو باشد. از علمای قدیم آله کبود.
روز اول محرم، اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمد (علیهم السّلام) است. همه انبیاء و اولیاء و ملائکه و شیعیان از جن و انس و دوستان اهل بیت (علیهم السّلام) در هرکجای عالم که باشند محزون اند. باید گفت: ماه حزن و اندوه تمام عالم است، چنانچه در کتاب خصائص اینبیه می نویسد:
همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سید الشهداء (علیه السّلام) را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن و اندوه، عالم را فرا می گیرد.[1]
و در روایتی که در کتاب امالی شیخ صدوق(ره) نقل شده است، امام رضا (علیه السّلام) می فرماید:
زمانی که ماه محرم می رسید، پدرم (موسی بن جعفر علیه السّلام) را کسیخندان نمیدید و پیوسته محزون بود تا اینکه ده روز سپری میشد. زمانی که روز دهم (عاشورا) می رسید، آن روز، روز مصیبت و خون و گریه اش بود و می فرمود: این همان روزی است که حسین علیه السّلام در آن کشته شده است. [2]
در کتاب ثمرات الاعواد می نویسد: عادت امام صادق علیه السلام و دیگر أئمه (علیهم السّلام) یکی پس از دیگری چنین بود که وقتی ماه محرم می رسید، دیگر نمی خندیدند و کسی آنها را خندان نمی دید. امام رضا علیه السّلام در دهۀ اول محرم، همه ساله مجلس عزا برپا می کرد و در مجلس خودشان، شخصاً شرکت می نمود و می فرمود برای زنها پرده ای آویزان کنند تا مخّدرات پشت پرده بنشینند و به شعرا و مداحانی که در مجلس حضور پیدا می کردند می فرمودند برای جدّم حسین علیه السلام بخوانید و همه گریه می کردند.
درهمان کتاب نقل می کند که شخصی به امام صادق علیه السلام عرض می کند: قربانت گردم، میّتی که از دنیا می رود باز ماندگان او برایش بعد از مرگش مجلس عزا برپا می کند ولی شما و شیعیانتان روز اول ماه محرم که می رسد مجالس عزا و عزاداری برای سید الشهداء علیه السلام برپا میکنید؟
امام صادق علیه السّلام در جواب فرمودند: وقتی هلال ماه محرم می رسد، ملائکه پیراهن پاره پاره و غرق به خون سید الشهداء علیه السلام را در آسمان منتشر و ظاهر می کنند، پس ما و شیعیانمان آن را با چشم دل می بینیم.
روضه های آله کبود نشان از معنویت سادات در بلاد گروس است.
طاق ابرویت مرا سمت مصلی می کشد
اشک، چشمان تو را مانند دریا می کشد
از خجالت آب گشتی تا که دیدی دختری
عکس مشکی را به روی خاک صحرا می کشد
ماه جایش آسمان است علتش این است اگر
آسمان دارد تو را بالا و بالا می کشد
عمر بن سعد ملعون پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) سر مبارک آن حضرت را بخولی سپرد تا دیگر سرها را از خاک و خون تمیز کرد و بهمراهی شمر بن ذی الجوشن و قیس بن اشعث و عمر و بن الحجاج در روز عاشورا برای ابن زیاد فرستاد .
================
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم همسرانش را بر حذر داشته بود از اين كه بعد او اظهار مخالفتى كنند و يا در فتنهاى كه او صلّى اللّه عليه و آله و سلم از آن خبر داده بود و بر پا دارندگانش را ناكثين-پيمان شكنان-ناميده بود داخل شوند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم در ضمن بيان اخبار غيبى بسيارى از خداى تعالى بر او وحى كرده بود، از اين واقعه نيز سخن گفته بود هشدار پيامبر نسبت به اين واقعه در حضور همه همسرانش بود. عصام بن قدامه بجلى به نقل از ابن عباس گفته است رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم به همسرانش چنين فرمود:
كاش مىدانستم كدام يك از شما صاحب آن شتر پر مو است كه خروج مىكند تا اين كه سگهاى حوأب بر او پارس مىكنند، از چپ و راست او عدۀ بسيارى كشته مىشوند كه همگى در آتش دوزخ خواهند بود و او بعد از آن كه نزديك است [كشته شود]نجات مىيابد» . 1
و در حديث ديگرى كه به دنبال آن هشدار شديدى به عايشه داد به همسرانش چنين فرمود:
گويا يكى از شما را مىبينم كه سگان حوأب بر او پارس مىكنند» سپس به عايشه فرمود: بپرهيز از اين كه تو او باشى» .
بر گرفته از تاریخ آله کبود نسخه های قدیم در مکتب خانه آله کبود .
محمد علی مقدس.( بتاریخ 1285 هجری قمری)
گوشه ای از حمام تاریخی آله کبود در عهد شاه اسمائیل اول
یاران عزای کیست که در دشت کربلا، ماتم نشین ملائک و صاحب عزا خداست» و آفتابِ گرم کربلا، تابیده بر امام ما و سبب، این ساز خدایا که حسین بن علی، شفیع شمر ستم جوی بد اختر نشود» از مهمترین ابیاتی است که در این مراسم نوحهخوانی، زمزمه میشود.
جلوههای از ارادت و محبت مردم فهیم آله کبود به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در آیینی با عنوان جوش دوره در ماه محرم به اوج خود میرسد. از روضه های سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله
(ع ) البته این نوع عزاداری مخصوص، محلات قدیمی دراین روستا است و قدمت آن به 925 سال پیش باز میگردد. که ورود فرزندان زید ابن موسی االکاظم (ع ) حسین المحدث ملقب به بدیع امان همراه خواهرانش ( فاطمه ضغرا ئ وفاطمه کبرائ) وفرزندان محمد ابن موسی الکاظم (ع ) به نامان میر زمان الدین و میر غیاث الدین و میر خضر الدین و دوخواهر به نامان( ام فروه، اسماء، اسماء صغری ) و ورود کاروان از شیراز به همدان و کبود راهنگ به سمت گروس به قسط شام سوریه بروند چون راه برگشت به مدینه وعراق نداشتند در این منطقه که بخشی از خاک گروس است سکان می یابند. و این ملک را از شخصی خریداری می کنند. ونام آن ملک را آله کبود نامگذاری می نمایند. آله به عربی به معنی طایفه معروف به طایفه سادات در بلاد گروس. واما کبود نشانه از خستگی را وکوفتگی بر سوار شتران ومجروح شد ه بودند.
حاکم شیراز مردی به نام قتلغ خان» بود. وی با چهل هزار لشکر جرّار، در خان زنیان» در هشت فرسخی شیراز اردو زد و همین که قافله بنی هاشم رسیدند، پیغام داد که حسب الامر خلیفه، آقایان از همین جا باید برگردید. حضرت سید احمد(س) فرمود: ما قصدی از این مسافرت نداریم، جز دیدار برادر بزرگوارمان». اما لشکر قتلغ خان راه را بستند و جنگ شدید خونینی شروع شد اما لشکر در اثر فشار و شجاعت بنی هاشم پراکنده شدند.
لشکر شکست خورده، تدبیری اندیشیدند. بالای بلندی ها فریاد زدند: الان خبر رسید که ولیعهد(امام هشتم علیه السلام) وفات کرد»! این خبر مانند برق، ارکان وجود مردمان سست عنصر را تکان داده، از اطراف امام زادگان متفرق شدند. جناب سید احمد(س) شبانه با برادران و اقارب از بیراهه به شیراز رهسپار گردیدند و با لباس مبدّل پراکنده شدند وشبانه از تاریکی بین امام زادگان وشیعیان ودوست داران اهل بیت علیه السلام جدایی رخ داد واین خاک ال کبود قسمت شان بود. بر گرفته از کتاب نفیث مقدث از مکتب خانه های قدیم این روستاء.
با بیجار بیشتر آشنا شویم
بیجار در غرب ایران واقع شده و تابع استان کردستان می باشد دارای 7730 کیلومتر مربع مساحت بوده و دارای 288 روستاست که حدود 262 روستای آن قابل ست می باشد . از شمال شرقی به استان زنجان ، از شمال غربی به شهرستان تکاب ( درآذربایجان غربی) ، از جنوب به شهرستان قروه ، از جنوب شرقی به قسمت کوچکی از استان همدان و از غرب به سنندج و دیواندره محدود است.
بیجار منطقه ای است در راستای رشتهکوههای غرب ایران و یک سوم اراضی آن کوهستانی است. جنس خاک آن از سنگهای رسوبی بویژه ترکیبات رسی و آهکی و متعلق به دگرگونیهای دوران سوم است. شهر بیجار به "بام ایران" شهرت دارد چرا که 1940 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و 770 متر از تهران و 425 متر از سنندج بلندتر است. این شهر بعد از شهر کرد بلندترین شهر ایران بوده ودر طول 47 درجه و 36 دقیقه شرقی گرینویچ و عرض شمالی 35 درج و52 دقیقه استوا قرار دارد . بیجار در زمان قدیم معروف به ( بید زار ) بوده و بر خی وجه تسمیه ان را به این دلیل می پندارند . ورشته کوه های سنگ چغماق تا کوه مهر نگار وحمزه عرب در ضلع غربی بیجار که در قلم رو ماد کوچک بوده و آثار ماندگار در دامنه کوه مهر نگار معروف به تپه ییلاغی روستای سیر لان است که در ایام انقلاب اسلامی حفاری شده.
شاه اسماعیل صفوی هنگام لشکر کشی به غرب ایران از این منطقه عبور کرده و نیز سپاهیان چنگیز از آن گذشته اند و اثاری به نام چنگیز قلعه در بالای کوهی به همین نام در 5 کیلومتری شهر حکایت از این موضوع دارد. به دلیل شایستگی ن این منطقه ، در زمان ناصرالدین شاه قاجار ، خزانه دارحکومت فردی به نام "زبیده خانم گروسی " از اهالی سادات آله کبود بیجار به عنوان همسر شاه و خزانه دار دربار بر گزیده شد وبرادرش به نام عبدالله پسری خرد سال بود که از خانواده یتیم وبی سر پرست بودند این برادر وخواهر صغیر در داخل مسجد آله کبود با کسب اجازه از ریش سفیدان آله کبود وبا موافقت به مسعول کاروان عتبات که از کشور عراق به سمت آذر بایجانها در حرکت بودند همرا خود بردند به در بار و در حکومت وقت نفوذ زیادی پیدا کرد . و عبدالله در سنین جوانی عمر خود را از دست داده وزبیده سادات به عنوان همسر شایسته شاه در می آید. وچون در مکتب خانه قدیم این روستا درس عربی خوانده بود به حساب رسی خزانه داری تسلت پیدا کرده بود. سید محسن زمان از علمای بزرگ این شهر از سادات گروس واهالی آله کبود واز شاگردان شیخ شهید در دوران مشروطه بودند. وبارها به امیر نظام گروسی تذکر می داد که آذوقه بیجار را به تبریز حمل نکن که دودش به چشم خود می رود. اما شاه اسمائیل صفویه برای عبور کار وانهای عتبات به کشور بغداد مبادرت به 2 پل تاریخی کردند یکی در جاده قیدار ودومی در جاده تکاب صلوات آباد. و اهالی آله کبود مبادرت به ساخت وساز 24 دهنه کار وانسرا جهت استراحت بین راهی برای زائرین وزوار کردند. مشکلات شرعی به مرحوم شیخ فاضل مراجعه می کردند.
اما با وجود علمایی همچون مجتهد مرحوم شیخ علی مجد العلماء ، مرحوم شیخ حسین مجتهدی،مرحوم شیخ صالح صدر العلماء، مرحوم حاج امام جمعه علی آقا امامی ، مرحوم شیخ باقر واعظ مولایی ، مرحوم سید محسن زمان ، ومرحوم سید احمد صالهی از سادات آله کبود مرحوم سید محمد خضری ، مرحوم واعظ مومنی ، آیت ا فاضل گروسی مشهور به صدرالمجتهدین بود . وبزرگترین مکتب خانه کلاس خطاطی در آله کبود بوده بنام مکتب خانه آقا سید میر مراد که قبر شریفشان در مدینه منوره در قبرستان بقیع است. چنین نقل نموده یکی از قدمای این روستا به نام سید مسعود زمانی که در طول هفته یک بار جندین نفر از شخصیتهای بیجار در آن کلاس خطاطی شرکت می کردند از جمله حسنعلی خان وامیر نظام گروسی وشیخ فاضل گروسی.
مسجد موسی ابن جعفر علیه السلام روستای سادات نشین گروس.
تکریم سادات
بسیارى از مفسران ذیل تفسیر سوره کوثر، یکى از مفاهیم کوثر را نسل با برکت و ماندگار حضرت فاطمه زهرا(س) دانستهاند که در طول تاریخ، مردمان سرزمینهاى اسلامى از هدایت، رهبری، فعالیتهاى تبلیغی، معرفت، فضیلت و مبارزات شخصیتهاى ممتازى از این نسل پاک برخوردار بودند. تأکید بر تکریم این خاندان، اصلى استوار در فرهنگ اسلامى میباشد.
رسول اکرم(ص) میفرماید: فرزندان مرا گرامى بدارید. همانا احترام به آنان، احترام من به شمار میرود».[1]
امام رضا(علیه السلام) میفرماید: نگریستن به فرزندان و ذریههاى ما، عبادت است».[2]
خداوند متعال به احترام پیامبراکرم(ص) و حضرت فاطمه زهرا(س) چنین مقام ویژهاى را براى سادات و امامزادگان قرار داده است. البته آن عزیزان هم به چنین افتخارى اکتفا نکردند و براى رشد معنوی، فکرى و علمى خویش گامهاى ارزندهاى برداشتند و از این روی، هزاران دانشور، مجاهد، متفکر، مفسر، محدث، و . از میان سادات برخاستند. مانند حضرت آیت الله آقا سید محمد باقر گروسی آله کبودی.
آیت الله سید محمدباقر همدانی در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی (چهارم محرم ۱۳۴۴ ق) به دنیا آمد. خاندان او از سادات معروف روستای آل کبود از بخش گروس، نزدیک شهرستان بیجار بود. سلسله نسب این خاندان به بدیع امان، از سادات و نسب وی به نوادگان امام موسی الکاظم ( علیه السلام،)میرسد. پدرش آیت الله سید هادی گروسی از علمای صاحب کرامت و برجسته آن عصر و امام جماعت و مدرس حوزه علمیه همدانی[۱] و مادرش، بلقیس، از بانوان پارسا و پاک سرشت بشمار میرفت.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،ازدواج یکی از مقوله های مهم در زندگی هر فردی به شمار می آید. هر دختر و پسری لازم است که قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر اطلاعات کافی را کسب کنند و ملاک های اصلی خود را در نظر داشته باشند اما ممکن است برای شما پیش بیایید که با خواستگاری مواجه شوید که با وجود داشتن تمام ملاک ها، سادات است و خرافات های موجود در رابطه با سادات شما را بترساند . همچنین ممکن است شنیده باشید که زندگی با سادات نسبت به یک فرد عام متفاوت است اما این خرافات ها تا چه حد درست است و آیا زندگی با فرد سادات اصول خاصی دارد ؟
سادات کیست ؟
واژه سید» در لغت به معنای سرور، مهتر، بزرگ و آقا است.؛ یک عنوان موروثی است و به اعضای طبقه ای گفته می شود که از نسل پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) هستند و به دلیل این انتساب است که سادات در طول تاریخ همواره مورد احترام عموم مسلمانان بوده اند.
در زندگی حتما با افرادی دوست یا برخورد کرده اید که نَسب شان به اهل بیت (ع) بر می گردد که به آنها سادات می گویند و حتما، برای آنها بواسطه ذریه اهل بیت بودن احترام خاصی قائل هستید. حتی عده ای ترجیح می دهند در ازدواج، همسرشان حتما جز سادات باشد و یکی از ملاک های ازدواج شان است. گرچه باید گفت همسر سادات بودن افتخار بزرگی است اما در کنار آن سنجیدن سایر کفویت ها و سازگاری های دیگر نیز لازم و ضروری است.
در اکثر سادات خصیصه های همچون اخلاص در عمل، صبر و شکیبایی در برابر سختیها و مصائب روزگار، داشتن توکل به خداوندو . وجود دارد. علاوه بر این آنها نیز مانند غیر سیدها دارای ویژگی های اخلاقی مختلف هستند که نمی توان آن را به سید بودن ربط داد.
عده ای که در صدد گسترش شایعات بر علیه دین اسلام و اهل بیت (ع) هستند، تلاش می کنند تا خصیصه های رفتاری نامناسبی را مانند جوشی بودن، گرم مزاجی در رابطه ی جنسی، عصبانیت در روز چهارشنبه و. را به سادات منتسب و از این رو ارتباط و ازدواج با آنها را معادل یک زندگی دشوار و سخت قلمداد کنند اما باید بگوییم که این موارد ، باورهای غلطی است که برخی با شیوع آنها سعی دارند تا نسل ائمه را افرادی نامتعادل جلوه دهند چرا که عصبانیت ، توانای جنسی سردی و گرمی، جوش آوردن در افراد متفاوت است و هر فردی چه سید و چه غیر سید در موقعیت های مختلف واکنش های گونای نشان می دهد.
با خاندان پیامبر ازدواج کنید
ازدواج با ذریه ی حضرت زهرا(س) آرزوی دختر و پسرهای زیادی است اما چرا؟ حتما تا به حال روایت های زیادی را درباره ی ثواب خدمت به خانواده شنیده اید که خدمت به خانواده برابر جهاد در راه خدا است اما خدمت به همسر سید یا سیده جایگاهی ویژه تر خواهد داشت و به نوعی خدمت به خاندان پیامبر است. همچنین روایات زیادی در رابطه با احترام به سادات وارد شده است چنانچه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: "هر كه اولاد مرا ببيند و تمام قامت به پيش پايش برنخيزد، خداوند او را به درد بي درماني گرفتار سازد."(1) لذا همانقدر که زندگی و خدمت کردن به همسر سادات ثوابی چند برابر نسبت به همسر غیر سادات دارد، به تندی برخورد کردن با وی هم به مراتب عقوبت بیشتری خواهد داشت. به هر ترتیب وصلت کردن با سادات علاوه بر مزایایی که دارد، فرصت طلایی خوبی برای رسیدن به سلوک معنوی خواهد بود.
وظیفه ی همسران سادات در عید غدیر
کسانی که همسر سادات شده اند باید بدانند که آنان در روز عید غدیر که یکی از بزرگترین اعیاد شعیان است وظایفی برعهده دارند:
هدیه بخرید
یکی از سنت های عید غدیر عیدی دادن سادات به افراد عام است اما خوب است که همسران سادات به شکرانه ی اینکه همسرشان از نوادگان پیامبر اسلام (ص) است، برای وی هدیه ای هر چند کوچک بخرد. هدیه دادن حتی اگر بدون دلیل باشد حس خوبی را ایجاد می کند و باعث صمیمت بیشتر می شود حال چه دلیلی بهتر از هدیه دادن در روز شادی همچون غدیر؟
همسرتان را همراهی کنید
یکی دیگر از سنت های عید غدیر دیدار سادات است. سعی کنید در این روز همسری خاص باشید. اگر شوهر شما سید است به همین مناسبت مهمانی را تدارک ببینید و فامیل را دور هم جمع کنید و در عیدی دادن همسرتان به دیگران ذوق و سلیقه به خرج دهید و سکه و یا پول هایی را که برای عیدی دادن تدارک دیده اید با کمترین هزینه به زیبایی تزئین کنید. اگر فرزندی دارید که او هم سید است مختص او عیدی های کودکانه ای را تهیه کنید که به هم سن و سالان خود عیدی دهد؛ همچنین لباس و یا شال سبز زیبایی را برای شوهر و فرزندتان تهیه کنید تا تفاوت غدیر با اعیاد دیگر مشخص شود.
اما اگر خانم شما سادات است او را در برپایی مهمانی و تکریم این روز همراهی کنید. حتی اگر همسرتان خیال میزبانی در چنین روزی را ندارد شما او را تشویق کنید و به او این اطمینان را بدهید که نمی گذارید ذره ای در این مهمانی دادن اذیت شود و در تمام مراحل به او کمک خواهید کرد و ثواب عظیمی را از کمک به همسر نصیب خود کنید چنانچه پیامبر گرامی اسلام به حضرت علی (ع) می فرمایند: "بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم.ای علی،کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید."(2)
همسرتان را به حرمت جدش ببخشید
انسان ممکن الخطاست و ممکن است شما هم بنا به دلایلی در طول زندگی مشترک از همسرتان دلخوری هایی داشته باشید اما عید غدیر فرصت مناسبی برای فراموشی خطاهای یکدیگر است به خصوص که همسرتان از ذریه ی پیامبر(ع) باشد.
فراموش نکنید که ازدواجی شاد و موفق است که در آن درک متقابل ، گذشت و بخشش وجود داشته باشد چرا که بدون گذشت نمی توان زندگی کرد ؛همچنین باید گفت همین خطاهای کوچک و بزرگ زندگی است که آدمی را پخته و با تجربه می کند و این گذشت و بخشش اطرافیان است که فرصتی را برای پی بردن به اشتباهات و جبران آن فراهم خواهد کرد. مطمئن باشید با گذشت کردن نه تنها چیزی از شما کم نخواهد شد بلکه به کرامت و بزرگ منشی شما افزوده خواهد شد.
در نهایت باتوجه به مطالب گفته شده در زمینه ی احترام به سادات و بیان وظایف همسران سادات نباید از این نکته غافل شویم که سادات بزرگوار هم وظایفی سنگین تر از افراد عام خواهند داشت و انان به واسطه ی انتسابی که به پیامبر و ائمه اطهار(ع) دارند باید مراقب اعمال و رفتار خود باشند.امام سجاد (ع) در این زمینه می فرمایند: که نزدیکان پیامبر (ع) بخاطر موقعیت حساس شان ، ثواب هایشان دو برابر و عذاب هایشان نیز دو برابر خواهد بود. (3)
پی نوشت ها:
1- كتاب فضائل السادات، تاليف : العلامه المحدث السيد محمد اشرف ؛فرزند آيه الله محقق داماد ، صفحه 41
2- بحار ج 13 ص 133 چاپ ایران و جامع الاخبار ص 102
3- الحمیرى؛ قرب الاسناد، ص: 357
در این روستا بزرگانی در سنگر علم وادب از جمله حضرات آیات سید محمد علی (شریفی) سید محسن موسی(زمان) وتنی جند از برکت وجود نازنین وشریف این امام زاده سید حسین المحدث ملقب به بدیع امان .
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ (1) خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ (2) اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ (3) الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (4) عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ (5). [1]
( اي محمّد ! بخوان چيزي را كه به تو وحي ميشود . انسان را از خون بسته آفريده است. بخوان! پروردگار تو بزرگوارتر و بخشندهتر است همان خدائي كه به وسيله قلم (انسان را تعليم داد و چيزها به او) آموخت دو چيزهائي را آموخت كه نمي دانست). [2]
يكي از نيازهاي اساسي بشر رسيدن به كمال است و براي رسيدن به كمال و سعادت، بايد راه هاي گوناگوني را طي كرد.
يكي از راه هاي رسيدن انسان به كمال، حاصل نمودن علم و محبت با علماي دين است؛ چرا كه عبادات، معاملات، معاشرات، مناكحات و . همگي نيازمند به وجود علم و علما هستند. اگر انسان براي رسيدن به علم و نزديكي و محبت با علما كوشش كند، نتيجهي مفيدي عايد او خواهد شد؛ لذا از برکت این بقاع متبرکه امام زاده شریف سید حسین المحدث در این روستا ماییع خیر وبرکت وقدوم 15 قرن خدمات رسانی به زوار عتبات وعالیات از کشور های آزر بایجانها وقدوم جوانام مخلص به مدرسهای علمیه وحوضه های قم همدان ونجف اشرف ونیشاه پور و اماکنو مکتب خانه ها که مایی رشت معنوی وفرهنگی سایر ملا ها وطلاب در این روستا بر خواسته که نشان از فضل وکرم مادران سیده می باشد. اصل تفسیر المیزان در بیست مجلد و به زبان عربی نگاشته شدهاست. ابتدا جمعی از مدرسین حوزه علمیه قم از جمله ناصر مکارم شیرازی، محمدتقی مصباح یزدی، سید محمد باقر همدانی، عبدالکریم بروجردی و. به ترجمهٔ کتاب پرداخته، آن را در ۴۰ مجلد به فارسی برگرداندند. اما از آنجا که نیمی از کتاب به خامهٔ سید محمدباقر همدانی ترجمه شده بود، به توصیهٔ علامه طباطبایی، باقی مجلدات کتاب یک بار دیگر به وسیلهٔ همدانی از سادات ذآله کبود به زبان فارسی برگردانده شد تا کل تفسیر المیزان با یک قلم ترجمه شده باشد.
این کیست که بالاتر از او دستِ کسی نیست
این کیست که جز دامنِ او دسترسی نیست
این کیست که در سِیطَرهاش بود و نبود است
عالم سَرِ این سفره به غیر از قفسی نیست
این کیست که حتی همهی هولِ قیامت
در پیشِ تجلّیِ ظهورش قَبَسی نیست
این کیست که در هولِ هراس آورِ م
جز سایهی او هیچ کجا دادرَسی نیست
تقدیم به سادات
بیجار حاج سید حسن زمانی.
سادات کیست ؟
واژه سید» در لغت به معنای سرور، مهتر، بزرگ و آقا است.؛ یک عنوان موروثی است و به اعضای طبقه ای گفته می شود که از نسل پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) هستند و به دلیل این انتساب است که سادات در طول تاریخ همواره مورد احترام عموم مسلمانان بوده اند.
در زندگی حتما با افرادی دوست یا برخورد کرده اید که نَسب شان به اهل بیت (ع) بر می گردد که به آنها سادات می گویند و حتما، برای آنها بواسطه ذریه اهل بیت بودن احترام خاصی قائل هستید. حتی عده ای ترجیح می دهند در ازدواج، همسرشان حتما جز سادات باشد و یکی از ملاک های ازدواج شان است. گرچه باید گفت همسر سادات بودن افتخار بزرگی است اما در کنار آن سنجیدن سایر کفویت ها و سازگاری های دیگر نیز لازم و ضروری است.
در اکثر سادات خصیصه های همچون اخلاص در عمل، صبر و شکیبایی در برابر سختیها و مصائب روزگار، داشتن توکل به خداوندو . وجود دارد. علاوه بر این آنها نیز مانند غیر سیدها دارای ویژگی های اخلاقی مختلف هستند که نمی توان آن را به سید بودن ربط داد.
عده ای که در صدد گسترش شایعات بر علیه دین اسلام و اهل بیت (ع) هستند، تلاش می کنند تا خصیصه های رفتاری نامناسبی را مانند جوشی بودن، گرم مزاجی در رابطه ی جنسی، عصبانیت در روز چهارشنبه و. را به سادات منتسب و از این رو ارتباط و ازدواج با آنها را معادل یک زندگی دشوار و سخت قلمداد کنند اما باید بگوییم که این موارد ، باورهای غلطی است که برخی با شیوع آنها سعی دارند تا نسل ائمه را افرادی نامتعادل جلوه دهند چرا که عصبانیت ، توانای جنسی سردی و گرمی، جوش آوردن در افراد متفاوت است و هر فردی چه سید و چه غیر سید در موقعیت های مختلف واکنش های گونای نشان می دهد.
با خاندان پیامبر ازدواج کنید
ازدواج با ذریه ی حضرت زهرا(س) آرزوی دختر و پسرهای زیادی است اما چرا؟ حتما تا به حال روایت های زیادی را درباره ی ثواب خدمت به خانواده شنیده اید که خدمت به خانواده برابر جهاد در راه خدا است اما خدمت به همسر سید یا سیده جایگاهی ویژه تر خواهد داشت و به نوعی خدمت به خاندان پیامبر است. همچنین روایات زیادی در رابطه با احترام به سادات وارد شده است چنانچه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: "هر كه اولاد مرا ببيند و تمام قامت به پيش پايش برنخيزد، خداوند او را به درد بي درماني گرفتار سازد."(1) لذا همانقدر که زندگی و خدمت کردن به همسر سادات ثوابی چند برابر نسبت به همسر غیر سادات دارد، به تندی برخورد کردن با وی هم به مراتب عقوبت بیشتری خواهد داشت. به هر ترتیب وصلت کردن با سادات علاوه بر مزایایی که دارد، فرصت طلایی خوبی برای رسیدن به سلوک معنوی خواهد بود.
وظیفه ی همسران سادات در عید غدیر
کسانی که همسر سادات شده اند باید بدانند که آنان در روز عید غدیر که یکی از بزرگترین اعیاد شعیان است وظایفی برعهده دارند:
هدیه بخرید
یکی از سنت های عید غدیر عیدی دادن سادات به افراد عام است اما خوب است که همسران سادات به شکرانه ی اینکه همسرشان از نوادگان پیامبر اسلام (ص) است، برای وی هدیه ای هر چند کوچک بخرد. هدیه دادن حتی اگر بدون دلیل باشد حس خوبی را ایجاد می کند و باعث صمیمت بیشتر می شود حال چه دلیلی بهتر از هدیه دادن در روز شادی همچون غدیر؟
همسرتان را همراهی کنید
یکی دیگر از سنت های عید غدیر دیدار سادات است. سعی کنید در این روز همسری خاص باشید. اگر شوهر شما سید است به همین مناسبت مهمانی را تدارک ببینید و فامیل را دور هم جمع کنید و در عیدی دادن همسرتان به دیگران ذوق و سلیقه به خرج دهید و سکه و یا پول هایی را که برای عیدی دادن تدارک دیده اید با کمترین هزینه به زیبایی تزئین کنید. اگر فرزندی دارید که او هم سید است مختص او عیدی های کودکانه ای را تهیه کنید که به هم سن و سالان خود عیدی دهد؛ همچنین لباس و یا شال سبز زیبایی را برای شوهر و فرزندتان تهیه کنید تا تفاوت غدیر با اعیاد دیگر مشخص شود.
اما اگر خانم شما سادات است او را در برپایی مهمانی و تکریم این روز همراهی کنید. حتی اگر همسرتان خیال میزبانی در چنین روزی را ندارد شما او را تشویق کنید و به او این اطمینان را بدهید که نمی گذارید ذره ای در این مهمانی دادن اذیت شود و در تمام مراحل به او کمک خواهید کرد و ثواب عظیمی را از کمک به همسر نصیب خود کنید چنانچه پیامبر گرامی اسلام به حضرت علی (ع) می فرمایند: "بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم.ای علی،کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید."(2)
همسرتان را به حرمت جدش ببخشید
انسان ممکن الخطاست و ممکن است شما هم بنا به دلایلی در طول زندگی مشترک از همسرتان دلخوری هایی داشته باشید اما عید غدیر فرصت مناسبی برای فراموشی خطاهای یکدیگر است به خصوص که همسرتان از ذریه ی پیامبر(ع) باشد.
فراموش نکنید که ازدواجی شاد و موفق است که در آن درک متقابل ، گذشت و بخشش وجود داشته باشد چرا که بدون گذشت نمی توان زندگی کرد ؛همچنین باید گفت همین خطاهای کوچک و بزرگ زندگی است که آدمی را پخته و با تجربه می کند و این گذشت و بخشش اطرافیان است که فرصتی را برای پی بردن به اشتباهات و جبران آن فراهم خواهد کرد. مطمئن باشید با گذشت کردن نه تنها چیزی از شما کم نخواهد شد بلکه به کرامت و بزرگ منشی شما افزوده خواهد شد.
در نهایت باتوجه به مطالب گفته شده در زمینه ی احترام به سادات و بیان وظایف همسران سادات نباید از این نکته غافل شویم که سادات بزرگوار هم وظایفی سنگین تر از افراد عام خواهند داشت و انان به واسطه ی انتسابی که به پیامبر و ائمه اطهار(ع) دارند باید مراقب اعمال و رفتار خود باشند.امام سجاد (ع) در این زمینه می فرمایند: که نزدیکان پیامبر (ع) بخاطر موقعیت حساس شان ، ثواب هایشان دو برابر و عذاب هایشان نیز دو برابر خواهد بود. (3)
پی نوشت ها:
1- كتاب فضائل السادات، تاليف : العلامه المحدث السيد محمد اشرف ؛فرزند آيه الله محقق داماد ، صفحه 41
2- بحار ج 13 ص 133 چاپ ایران و جامع الاخبار ص 102
3- الحمیرى؛ قرب الاسناد، ص: 357
موضوع عید غدیر در مسجد موسی ابن جعفر (ع ) عید غدیر امسال در مسجد روستای آله کبود با همیاری وهم فکری سایر بزرگان واهل آبادی و تعدادی جند از مسعولین ادارات در این مراسم شرف حضور دارند. لذا از آله کبودی های مقیم بیجار دعوت می شود در این مراسم که عید سادات است حضور به هم رسانیده.
مساجد مزین به نام 14 معصوم (ع) و شخصیتهای علمی، ی و فرهنگی، همه ساله در ایام ولادت، وفات یا شهادت آنان، در مورد شخصیت و سبک زندگی آنان مطالبی را تهیه و توزیع کنند، زیرا این اقدام علاوه بر تعظیم شعائر دین موجب تقویت جایگاه آن پیشوایان دین و دیگر بزرگان در نگاه مردم میشود.
حضور سادات فهیم منطقه در این مراسم امروز روز هجدهم ذی الحجه، روز عید غدیر از بزرگ ترین اعیاد شیعیان است و نکته جالب اینکه همه مردم روستای آله کبود از سادات هستند . : در هم چه روزی آمدن به منزل سادات برای ما افتخار بزرگی است و نکته جالب حفظ سنت هایی است که مردم این روستا به آن پایبندبوده وهستند.
یاران گل لبخند ز هر سو بفشانید
بر خاک قدمهای محمّد بنشانید
در محضر احمد ز علی مدح بخوانید
تا عیـدی خـود را ز محمّـد بستانید
با عطر ولایت دهن خویش بشویید
تبریک به سادات بنی فاطمه گویید
شهید امیر لطیف رنجبری از امیران در ارتش جمهوری اسلامی ایران واز سربازان روح الله امام خمینی رحمت الله درجنگ تحمیلی هشت سال دفاع مقدس خاک کردستان.
درود خداوند سبحان بر مادران وهمسران شهدا.
غدیر، سرچشمه همیشه جوشان ولایت است که از سینه ی تفتیده ی (خم) به جام محبت دوست داران پیامبر(ص) و خاندانش جاری است، غدیر؛ شایسته هر ثنا است که وحی از او پیراست و محمد بدو آراست و اسلام از او بر خواست.
غدیر، تفسیر بدر و احد و شان نزول صفین و نهروان است؛ بدر عدالت می خواست، احد شجاعت آرزو می کرد، خیبر تماشای صداقت را انتظار داشت و غدیر؛ آمین گویان آن همه ثنا و دعا بود. خادمین امام زاده سید حسین ملقب به بدیع امان آله کبود.
تقدیم به ولایت. جند بیتی از دل غدیر.
پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
سر و خرامان منی ای رونق بستان من
چون می روی بر من مرو ای جان من بی تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله تا بان من
هفت آسمان را بر درم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سر گردان من
تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من
یکی از علمای سادات آله کبود مقیم بیجار در عهد مشروطه
ردیف 59 از شاگردان شیخ فضل الله نوری شهید مشروطه-سید محسن زمان از سادات آل کبود گروس بیجار غدیر.
تهیه کننده حاج سید حسن زمانی . کانون فرهنگی مذهبی سادات آله کبود. بیجار غدیر.
8DFACD1692F087EC کد پیگیری شکایت
سلام علیکم
موضوع آب شرب روستای آله کبود
استاندار عزیز وفهیم بومی منطقه این روستا مدتی است که فاقد آب آشامیدنی هستیم. خواهشمند است دستور فرمایید کار شناسان امور آب از نزدیک سرکشی کنند.
به عرض استاندار محترم می رساند. که لوله کشی به مساحت 00 متر مربع در سالهای اول انقلاب حفاری شده وهم اکنون لوله آهنی که پوسید ورسوب گرفتگی پیدار کرده وتعداد 20 خانوار مدت یک هفته است در مضیقه قرار گرفته اند. عاجزانه از زبان 80 نفر جمعیت این روستا به عرض حضرت عالی میرسانم که ماه محرم هم در پیش رو است ومراسمات مذهبی داریم در مسجد آبادی امید وارم اقدامات شایسته را مبذول فرمایید. که دعای بیست خانوار بدرقه حالتان باشد انشا الله
با تقدیم حاج سید حسن زمانی
به گزارش قدس آنلاین، سدههای اول و دوم هجری، اهالی همدان وشیراز از پناه جویان علوی که به دلیل جور و ستم دولت عباسی، از سرزمینهای خود مهاجرت کرده بودند، استقبال کرده و با حضور نخستین ان علوی در این منطقه بود که مردم بلاد گروس همدان با دین اسلام آشنا شدند.
با ترویج و گسترش اسلام و قدرت یافتن شیعیان علوی، فرمانروایی به دست تعدادی از سادات حسنی و حسینی و افتاد که از سده چهارم تا دهم هجری، مقدرات ی - اجتماعی این سامان، به خصوص جنوب همدان را در دست داشتند.
از این رو است که همدان تعداد زیادی امامزاده را در خود جای داده که هرچند فقط سندیت چندتایی از این امامزادهها مشخص است اما، این شرایط زمینه بسیار مناسبی برای گردشگری مذهبی ایجاد کرده است. اما امام زاده سید حسین المحدث ملقب به بدیع امان در دل تپه در ضلع جنوبی روستای سادات نشین گروس مشاده میگردد. و چون گروس از قدیم بخش مرکزی همدان بوده ودر ساییه این امام زاده طلاب زیادی از این بلاد رهسپار حوزه علمییه همدان گشته.
یکی از بزرگترین امامزاده های شهرستان بیجار گروس است.
قدمت بقعه به حدود 285 سال است .
وجود این امامزاده در این منطقه باعث رشد و آبادانی شده و اهالی محل وقدمای این دیار از این امامزاده معجزاتی نقل می کنند و در ایام سوگواری مانند روز تاسوعا و عاشورا ویا نوزدهم ماه رمضان نقل گردیده است. وبرابر متن شجره نامه تاریخی که در صنحه 1035 هجری قمری قلمی گردیده که یک نسخه تاریخی آن در دست سید مسعود زمانی می باشد.
گردشگران و زواری که از استان های مختلف کشور به این منطقه می آیند امیدوار هستند که امکانات و زیرساختهای در حد اولیه برای حضورشان تامین گردد که این امکانات شامل آب مناسب، برق، زیرساخت جاده ها، و مهمتر از همه ارتباطات است که با گسترش فضای مجازی به دنبال اینترنت و ارتباطات مناسب هستند. لذا از دهیاری محترم وشورای اسلامی آله کبود در خواست عاجزانه دارم در این مورد اقدامات لازم را مبذول دارند بی اجر نخواهد شد انشا الله. در خاتمه از زائرین محترم وعزیز امامزاده سید حسین المحدث ملقب به بدیع امان خیر مقدم میگویم خادم امام زاده سید حسن زمانی.
تعزیه ویاشبی خانی در روستای سادات نشین گروس آله کبود
اشاره:
شاید بتوان هنر نمایش آیینی و مذهبی براساس واقعه کربلا و شهادت امامان که در طول تاریخ به هنر نمایشی تعزیه» شهرت یافته است را دارای نقشی مؤثر در تبیین آموزههای امامان شهید (ع) ارزیابی کرد. پرواضح است که تبیین درست وقایع و پرهیز از خرافهگوییها در ارائه این هنر، میتواند جایگاه آن را به عنوان یک هنر متعالی ارتقاء بخشد.
الف) تعریف
تعزیه در لغت به معنای سوگواری و برپا داشتن مراسم عزاداری به یادبود درگذشتگان است و در اصطلاح به نوعی نمایش آیینی و مذهبی براساس واقعه کربلا و شهادت امامان و وقایع دیگر مذهبی و قصّهها و داستانهای تاریخی و اساطیری و عامیانه اطلاق میشود. با تکامل و تحول تدریجی تعزیهخوانی در دورههای اخیر، بعضی از تعزیههای شادیبخش و طنزآمیز نیز به آنها اضافه شده است. از این رو، غمانگیز بودن، دیگر شرط حتمی تعزیه به مفهوم کلّی آن نیست.
در دوره قاجاریه .
که از بعضی داستانها و وقایع تاریخی و مذهبی، غیر از واقعه کربلا تعزیه ساخته شد و بر جنبههای نمایشی یا درامی تعزیههای شهادت نیز افزوده گشت، برخی از نویسندگان و ادیبان، واژههای شبیه» و تشبیه» و مانند آنها را که از دیرباز در نوشتهها و منابع کلامی و اسلامی وجود داشت. تعزیه در جوار مرقد مطهر امام زاده سید حسین ملقب به بدیع امان با بیش از ( چهارده) قرن در این روستا همیشه بر پا گشته وتعزیه خوانانی مشهور به یادگار مانده. و بر پاییه لغات عربی وفارسی ونسخه های قدیم ودست نوشته ها از فرزندان سید حسین المحدث ملقب به بدیع امان دست به دست به یادگار مانده است.زیرا با نگاهی گذرا به تاریخ و تمدن ایران به خوبی می توان دریافت که کشور ما یکی از کهن ترین و سنتی ترین کشورهای جهان است . طبیعتاًٌ در کشوری با این قدمت تاریخی فرهنگی ، همه عناصر تشکیل دهنده فرهنگ انسانی در کنار هم و موازی با یکدیگر خلق می شوند البته بالندگی فرهنگی هر ملتی بر مبنای خصوصیات روحی و روانی آن مشخص می گردد . در درتاریخ تمدن سادات آله کبود از وجود جندین مکتب خانه ومدرسه تدین وطلاب وملاهای از این روستا قرنها با خود می بالیدند.
رسمی شدن مراسم عاشورا در عهد قاجار در آله کبود.
مورّخان محلی شیراز همدان وگروس و ظهیرالدین مرعشی به رغم سابقه دیرین مذهب شیعه در این خطه و حضور سادات در بلاد گروس روستای آله کبودکه در عهدحکومت علویان، از برگزاری مراسم عاشورا در این مناطق خبری نمیدهند، در حالی که به نظر ما نمیتوان جامعه شیعه را بدون اهتمام به برگزاری این مراسم تصور کرد؛ بنابراین قدر مسلّم، این مراسم در صفحات جنوبی وغرب ایران، به رغم فراز و نشیبهایی که داشته، پیوسته برگزار میشده است؛ زیرا شیعیان این نواحی وهم قراء به همراه سادات عزیز وفهیم آل کبود همواره علاقه ای ویژه به امام حسین -ع - و شهدای کربلا داشتند. یکی از نوادگان امام زاده سید حسین المحدث ملقب به بدیع امان بنام سید اظهر الدین که وی در امور فرهنگی اجتمایی وروابط حسنه در بین اقوام وعمو زادگان در این روستابه جا مانده .و در تاریخ بزرگان وقدما از این آسیاب های این آبادی نام بُرده شده . سید اظهر الدین در میان اقوام وعمو زادگان به مردم خدمت می کرد ودر نیکی به هم نوعان خود همت می گمارد. وی معتقد به مذهب اهل بیت (علیهم السلام ) فردی دانشور عادل وخیر در میان فرزندان وعمو زادگانش وسایر اقوام بر خیرات ومبرات موا ظبت میکرد. تهیه کننده بیش نویس ازنسخه های قدیم. آله کبود حاج سید حسن زمانی. هم اکنون می پردازم به تاریچه ای
از زندگانی پربرکت امامزاده حضرت حسین المحدث مجاهد شهید, فرزند دوم زید ابن موسی الکاظم علیه السلام و برادر زاده امام رضا علیه السلام که در سال 2 هجری در مدینه منوره چشم به جهان گشود. وی در سنین 92 سالگی با توجه به در درگیری جنگ شیراز در معیت عموی بزرگوارش به نام امیر احمد شاه چراغ ذخم شمشیر برداشته بود در این روستا به شهادت رسیده وچون بعلت جور وستم حاکمان عباسی قبر وی مدتها مخفی بوده در بلای تپه آبادی مقابل مسجد. ودر سالهای نجندان دور که نوری از آن تپه نمایان گشته وجند معجزات وکرامت دیگر بزرگان وقدما در قرن هفدهم مبادرت به ساخت ایوان ویک شبستان می کنند. فرزندان زید ومحمد همگی در رکاب امیر احمد شاه چراغ بود. که حسین المحدث وجمعی از عمو زادگان که فرزندان محمد بودند به خاک گروس شرف یاب شده اند ولی از تاریخ نام همسران (زید ومحمد ) که از یک مادر کنیز بوده اند قید نشده است. مرقد شریف زید ومحمد در قاعنات خراسان جنوبی در بخش آفریز می باشد.
روستاي آفريز مركز دهستان آفريزبخش سده شهرستان قاينات در فاصله 50كيلومتري جنوب غربي قاين واقع شده است. روستاي آفريز به علت وجود مرقد منور امام زاده زيد النار از گذشته تاكنون مشهور بوده و احتمالاً قبل از ورود امامزاده بسال 203ه-ق داير بوده، در عصر شاه اسماعيل صفوي بدليل توجه وي به بارگاه امام زاده بر اهميت و رونق آفريز افزوده شده است.
1. جمهرة انسابالعرب، ص64
لذا سادات فهیم وعزتمند آله کبود با بیش از 12 قرن خادمین زوار و زائرین عتبات وعالیات ازکشورهای آزر بایجانها بوده ودر محله بالا معروف به محلع کاروانسرا ها که 24 کاروانسرا بطور تمام وقت در خدمت زائرین وزوار بوده اند. از عهد شاه اسمائیل تا عهد پهلوی اول.
گروه اجتماعی: آستان مبارک امامزاده زیدبن موسیبن جعفر مشهور به مزار فرخآباد در فاصله ۱۰۰ کیلومتری بیرجند واقع شده است.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، در کتاب انساب که نسخهای معتبر و خطی است و به شماره ۳۵۹۱ در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است، چنین آمده: زیدالنار وقتی بر بصره مستولی شد خانههای بنیعباس را بسوخت و نخلستانهای ایشان را آتش زد و بدین سبب او را زیدالنار گفتند و آخر او را گرفته به مرو بردند و به زهر مأمون شربت شهادت چشید و او را چهار پسر بود. حسن و اولاد او در قیروان مغرب هستند و حسین محدث را عقب هست به قزوین و جعفر به ارجّان و بنوالمکارم از نسل موسیالاصم بن عبدالله ا.
در کتاب جامعالانساب آمده: شیخ صدوقی وفات او را در آخر خلافت متوکل ۲۰۶ ـ ۲۴۷ در سرمن رای» تعیین کرده و لذا میتوان گفت که همانجا نیز به خاک رفته است.» (روضاتی، جامع الانساب، ص ۶۷)
در کتاب منتهیالامال آمده:زید بن موسی را زیدالنار میگفتند به جهت آنکه در ایام ابوالسرایا که طالبین خروج کرده بودند زید به بصره رفت و خانههای بنیعباس را در بصره بسوزانید. زید را مأخوذ داشتند و برای مأمون به مرو فرستادند. مأمون او را به حضرت رضا(ع) بخشید و زید زنده بود تا آخر ایام متوکل؛ بلکه زمان مستعصم را نیز درک کرده و او را منادمت کرده و در سر من رأی» وفات کرد.» (قمی، منتهی الامال، ج ۲، ص ۹۵).
صاحب عمده الطالب میگوید: مادر زیدالنار کنیز بود و محمدبن زیدبن علیبن الحسینبن علیبن ابیطاب(ع) در ایام خروج ابی السرایا رأیت امارت و ایالت ملک اهواز را از مهرش بربست و چون وارد بصره شد و بر آن شهر غالب آمده آتش در خانههای بنی عباس زد و تمام نخلستانها و وسایل آنها را آتش زد از این رو زیدالنار گفتند.
محمدحسین آیتی در کتاب بهارستان به نقل از تاریخ حسامی چنین مینویسد: چون عبدالله مأمون بر محمدبن امین غالب شد و او را به قتل رسانید، تمام ممالک را به قبضه اقتدار خود در آورد از جمیع جهات استحکام مبانی دولت عباسیه را آماده دیده خاطر او را فراغت حاصل آمد الا اینکه از طرف علویین و فاطمیین خاطری آسوده نداشت که هر روزی در شهری یکی از آنان خروج میکرد و مردمان را بهسوی خود دعوت می نمود و گروهی بر گرد انجمن شده و به راه مخالفت میرفتند و از آن سوی نیز احساس کرده بود که دلهای مردمان با جماعت علویین است و همی خواست به لطائف تدبیر از این گونه حوادث جلوگیری کرده و صفحه ملک را برای سلسله بنیالعباس مصطفی دارد.از این روی این اندیشه به خاطرش راه یافت یک فرد از علویین را به ولایتعهدی خود انتخاب کند که دیگران از فتنه و فساد و آشوب انداختن در بلاد متقاعد شوند و مردمان خود را بر آرزوی خود رسیده دانند. در این باب م کرد با فضل و حسنبن سهل ذوالریاستین و ایشان اشاره کردند به سلطان سریر ولایت حضرت علیابن موسیالرضا(ع) پس رسولی با تحف و هدایا به جانب مدینه فرستاد و آن حضرت را به آمدن به خراسان دعوت کرد و حضرت چنان که در کتب و تواریخ مسطور است متوجه خراسان شد. چون در خراسان در شهر مرو نزول اجلال فرمود. عبدالله مأمون این معنی را اظهار داشت و این سخن را به میان آورد که میخواهم خود را از خلافت خلع و این مقام و مسند را به تو واگذار کنم.
امام(ع) این سخن را نپذیرفت، پس ولایتعهد بعد از خود را بر آن حضرت عرضه داشت. حضرت فرمودند: اگر چه میدانم بعد از تو زنده نخواهم بود لیکن این امر را قبول میکنم بدان شرط که در امری مداخله نکنم و عزل و نصب بعضی از من واقع نشود.
مأمون به همین قدر قناعت کرد و مجلسی باشکوه فراهم آورد و از هر طرف وجوه و اشراف و بزرگان لشکر و کشور به آن مجلس دعوت کرد و در حضور سی هزار نفر بیعت ولایتعهدی را از برای آن حضرت استوار داشت و در آن مجلس خطباء و شعراء خطبه و شعر خواندند و به آنها جایزه داده شد.چون در دوره مأمون حس انتقام علویین بالا گرفت و هر کجا علم مخالفت افراشته میشد. امامزاده زید فرزند موسیکاظم(ع) در بصره عَلَم مخالفت برافراشت و به اتفاق عدهای از اهل البیت(ع) بر بنیعباس و پیروانش خشم گرفتند و خانه و کاشانه آنان را آتش زده و نخلستانهای ایشان را سوزانیدند و اگر به مردی از مردان بنیالعباس دست مییافتند تنها مجازات او سوزانیدن وی بود و بدین جهت او را زیدالنار» گفتهاند.
در این زمان حسنبن سهل سرخسی به فرمان مأمون لشکری به فرماندهی علیبن ابیسعید به جنگ زید بن موسی(ع) فرستاد و پس از جنگ سخت موفق به بازگردانیدن بصره به قلمرو خلافت عباسیان گردید و امامزاده زید در اثر امان خواستن به اسارت درآمد و حسنبن سهل او را به نزد مأمون خلیفه عباسی به مرو فرستاد.درآن وقت مأمون زید را خدمت حضرت رضا(ع) فرستاد، چشم حضرت به زید افتاد اظهار نگرانی کرد و فرمود: ای زید، آیا مغرور کرده تو را کلام سفله اهل کوفه که گفتند خداوند ذریه فاطمه(ع) را بر آتش جهنم حرام کرده است. این مخصوص است به آن فرزندانی که از حضرت فاطمه(ع) متولد شدهاند مثل امام حسن(ع) و امام حسین(ع). آن روز چون سپری شد شب که مجلس حضرت از بیگانه خالی شد حضرت برادر را طلبید و دست به گردن او کرد و گریه نمود و فرمود به این امر شاد مباش این امر تمام نمیشود.
اینها از روی مکر و حیله این کارها را کردهاند برای اینکه شما را ذلیل و خوار کنند. به همین زودی مرا به زهر جفا شهید خواهند کرد و گویا به همین زودی شما با مخالفان محاربه دارید. میبینم تو را ای محمد که در عقبهای که نزدیک جادهای است و تو را ای زید در دشتی ساده به قتل رسانند و هر دو نفر شما شهید هستید و شما را وصیت به صبر و شکیبایی میکنم. حضرت به اطراف نگریست و سخت گریه کرد. محمد و زید را گریه، راه گلوی آنها را بگرفت.بعد از شهادت حضرت رضا(ع) محمدبن موسی و زید بن موسی پیروان و شیعیان خود را از مکر و حیله مأمون باخبر کردند. چون این خبر را به مأمون دادند، دستور داد تا آنها را دستگیر کنند. آن دو بزرگوار را گرفتند و حبس کردند، تا اینکه پاسی از شب گذشت در دل شب بند را شکسته و از زندان گریختند و بر اسب نشسته از راه طرف بصره و کوفه را پیش گرفتند تا اینکه خود را آنجا رسانیده و از مردم عراق نصرت خواستند.در این وقت شیعیان متوجه شدند و تهیه سلاح کرده و به یاری ایشان شتافتند. چون مأمون از این قضیه با خبر شد عدهای از سواران را برای مبارزه به آنان فرستاد که آنها را دستگیر کنند. در تاریکی شب به آنها حمله کردند و آنها را محاصره کرده. زید بن موسی(ع) دست به قبضه شمشیر برد و جنگ در میان آنها در گرفت.آنها تاب مقاومت و مبارزه نیافته رو به فرار گذاشتند. عدهای از آنها کشته شدند. چون خبر شکست آنها به مأمون رسید خودش سلاح برداشت و آماده مبارزه شد.
بزرگان دولت و عیان بنیالعباس او را مانع شدند و گفتند این کار شایسته شما نیست. لاجرم منصرف شد و لشکری فراهم کرد و به سوی زیدبن موسی و محمدبن موسی فرستاد و از آن سوی محبان خاندان و طوایف موالیان که در نوغان و سناباد و دیگر نواحی خراسان بودند در دشت طرق خود را به آنها رسانیده و محمد در حق آن جماعت دعا فرمودند.
در این وقت لشکر مأمون نمودار شد. جنگ سختی بین لشکر زید و لشکر مأمون در گرفت. در آنجا ابوالصلت عبدالسلام بن صالح بن سلیمان الهروی(رضی الله عنه) که از خواص دربار امامت بود و پیوسته آتش عشق حضرت امام رضا(ع) در سینه زبانه میکشید و از ظلم مأمون ملعون جانش به تنگ آمده بود پیش از همه قدم به میدان مبارزه نهاد. مردانه همی کوشید تا شربت شهادت بنوشید و آتش قتال همچنان شعله ور بود تا آنکه آفتاب بنشست؛ دست از جنگ برداشتند.
بار دیگر در دامنه کوه فروتق دو گروه با یکدیگر تلاقی کرده و کارزار نمودند. آن دو بزرگوار از آنجا گذشتند به جوانی خوش سیما برخورد نمودند. حضرت زید از او پرسید که آیا در این نزدیکی جائی است که بتوان مدتی استراحت کرد و از شر دشمن ایمن باشیم. آن جوان عرض کرد در این سرزمین به استحکام کوهپایه کاشمر جایی نیست. با راهنمایی آن جوان به جانب کوه فروتق متوجه شدند. در آن کوه متحصن شدند.
سپاه عباسی چون رسیدند لشکر حضرت را محاصره کردند. در اینجا تعدادی از اصحاب حضرت شهید و عدهای مجروح شدند. آن دو بزرگوار مبارزه کردند تا اینکه محمدبنموسی(ع) در زمینی که ما بین کاخک و دشت بیاض بود به شهادت رسید و در همان مکان که اکنون به عنوان بارگاه آن حضرت مشهور است دفن شد.
چون حضرت زید برادر را کشته و به خاک و خون دید عالم در چشم او سیاه شد. همچون شیر خشمگین تیغ از میان کشید و بر آن سپاه حمله کرد و همی سر و دست بر زمین ریخت و رجز میخواند. همچنان سرگرم قتال بود گاهی بر پشته و گاهی به هامون و گاهی بر اوس جبال بر میآمد تا اینکه به دشت بیاض رسید و از آنجا به کوه کُرُه و باراز رسید.یکی از مخاذیل اسب حضرت را پی کرد و حضرت به ناچار از اسب پیاده گردید و با کمال ضعف از عقبه آفریز گذشت و به دشت آفریز در آمد و در آن دشت اسبی را با زین و لجام دید بر او نشست ولی خود را تنها و بی کس دید. گریه بر حضرت مستولی شد، به یاد برادر افتاد بالاخره خون بسیاری از بدنش رفته و از محاربه به تنگ آمده و بر سر کوهی تحصن نمود که در این حال معتصم ملعون که در آن وقت والی بر قاین بود با لشکری رسید و اطراف کوه را محاصره نمود.غیرت علوی گریبانش را گرفته از دامنه کوه به دشت فرود آمد و سرگرم جنگ و قتال گردید و جمعی را به دارالبور فرستاد و اسبش نیز مانند شیر مست به هر سویی در جست و خیز بود. با وجود آن همه جراحت که بر تن داشت حملههای متواتر میکرد و عاقبت اسبش سکندری خورده به زانو در افتاد. حضرت از روی اسب بر زمین افتاد. از بسیاری خون که از بدنش رفته بود در آن موضع که هم اکنون مشهد شریف وی واقع است از پای درآمد و شربت شهادت نوشید. بعد از شهادت زید معتصم عباسی به قاین آمده و واقعه زید و برادرش محمد را به مأمون نوشت و هر یک از سران سپاه را جایزه و خلعت بخشید و بعد از رفتن آن ملعون مردمان در آن ناحیه اجتماع کرده و به تجهیز بدن زید پرداختند و آن در ثمین را در آن سرزمین دفن نمودند.
سید حسین المحدث ملقب به بدیع امان ابن سید زید ابن موسی الکاظم علیه السلام فرزند دوم وی که در جنگ شیراز در رکاب عمویش حضرت احمد شاه چراغ از سرداران وجنگ جویان آن حضرت بود.
از خراسان جنوبی، در کتاب انساب که نسخهای معتبر و خطی است و به شماره ۳۵۹۱ در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است، چنین آمده: زیدالنار وقتی بر بصره مستولی شد خانههای بنیعباس را بسوخت و نخلستانهای ایشان را آتش زد و بدین سبب او را زیدالنار گفتند و آخر او را گرفته به مرو بردند و به زهر مأمون شربت شهادت چشید و او را چهار پسر بود. حسن و اولاد او در قیروان مغرب هستند و حسین المحدث را به بلاد همدان بخش گروس و- جعفر - وموسی الاصم - به سمت عراق کشور بغداد رهسپار گشته اند. اما شجره نامه سادات آله ذکبود. برابر متن کتاب خطی که یک نسخه تاریخی به خط قلمی کوفی بتاریخ 1035 هجری قمری نوشته شده به توسط استاد خط آقا سیدمیر آقا مراد از سادات آله کبود. که یک تصویر آن در کتاب خانه نجف اشرف ویک نسخه دیگر آن در کتاب خانه استان قدس رضوی بایگانی می باشد.
یادگار کربلا حضرت امام محمد باقر (ع ) در سن 4 سالگی
پیامبر (ص) به یکی از یاران پارسای خودجابر بن عبد الله انصاری »فرمود.ای جابر!تو زنده می مانی و فرزندم محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب »را که نامش در تورات باقر»است در می یابی،بدانهنگام سلام مرا بدو برسان.پیامبر در گذشت و جابر عمری دراز یافت-و بعدها روزی به خانه ی امام زین العابدین آمد و امام باقر را که کودکی خرد سال بود دید،به او گفت:پیش بیا.امام باقر (ع) آمد.گفت:برو.امام باز گشت.جابر اندام و راه رفتن او را تماشا کرد و گفت:به خدای کعبه سوگند آیینه ی تمام نمای پیامبر است.آنگاه از امام سجاد پرسید این کودک کیست؟فرمود:امام پس از من فرزندم محمد باقر»است.جابر برخاست و بر پای امام باقر بوسه زد و گفت:فدایت شوم ای فرزند پیامبر (ص) ،سلام و درود پدرت پیامبر خدا (ص) رابپذیر چه او ترا سلام رسانده است.دیدگان امام باقر پر از اشگ شد و فرمود:سلام و درود بر پدرم پیامبر خدا باد تا بدان هنگام که آسمانها و زمین پایدارند و بر تو ای جابر که سلام او را به من رساندی.
شهید امیر لطیف رنجبری از امیران در ارتش جمهوری اسلامی ایران واز سربازان روح الله امام خمینی رحمت الله درجنگ تحمیلی هشت سال دفاع مقدس خاک کردستان.
ام شیخ فضل الله نوری:
شیخ فضل الله نوری (شهادت 1327 ق)، مجتهد و از رهبران مذهبی قیام تنباکو و نهضت مشروطه. شیخ فضل الله نوری به دلیل اعتقاد به انحراف فرهنگی مشروطه، پس از فتح تهران، به حکم دادگاهی به ریاست شیخ ابراهیم زنجانی اعدام شد.
نوید شاهد: شیخ فضل الله نوری (شهادت 1327 ق)، مجتهد و از رهبران مذهبی قیام تنباکو و نهضت مشروطه. شیخ فضل الله نوری به دلیل اعتقاد به انحراف فرهنگی مشروطه، پس از فتح تهران، به حکم دادگاهی به ریاست شیخ ابراهیم زنجانی اعدام شد.
یکی از شاگردان وی بنام حضرت آیت الله سید محسن زمان از سادات گروس آله کبود مقیم بیجار که به توسط سربازان انگلیس در منزل شیخ شهید مورد اثابت از ناحیه چشم دچا آسیب دیده بود.
اما جادارد از شهیدی که از خاک کردستان اسالتن گروسی واز اهالی آله کبود بوده
بعد از شهادت من، گريه و زاري نكنيد، صبور و با استقامت باشيد مبادا كاري كنيد كه باعث خوشحالي دشمن شود.
نوید شاهد کردستان:
شهيد يدالله زماني
جهادگر شهيد، يدالله زماني در سال 1330 در شهر سنندج در خانوادهاي مذهبي ومتدين به دنيا آمد وتحت تربيت والدينی اهل ورع و تقوا قرار گرفت. هنوز چند بهار از عمر يدالله طي نشده بود كه خانوادهاش جلاي وطن كردند و رهسپار كشور عراق گرديدند و اين نو نهال در آنجا وارد مدرسه شد و در مدارس آن كشور به تحصيل پرداخت و قريب به سه دهه از عمر خويش را در ديار غربت سپري كرد.
يدالله در عراق همراه تحصيل به كار نيز می پرداخت و سعي ميكرد يار و مددكار خانواده باشد تا تحمل درد غربت بر آنان آسانتر گردد.
ايشان از ارادتمندان خاص اهل بيت عليهم السلام بود و در مدت سكونت در عراق به كرات عازم سفر كربلا ونجف اشرف شد و به تیمن اين دو مكان مقدس و ارادت به دو شخصيت والاي اسلام، حضرت علي عليه السلام و حضرت امام حسين عليه السلام دو فرزندش را به نام اين دو بزرگوار نامگذاري نمود.
بعد از شهادت من، گريه و زاري نكنيد، صبور و با استقامت باشيد مبادا كاري كنيد كه باعث خوشحالي دشمن شود.
=====================
از کلام گهر بار امام زاده سید حسین المحدث ملقب به بدیع امان
الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایت سلطان اولیا سخن گذار منبر سلونی سرور مطلبی ابن عم نبی در هل عطا مهر برج انما شهسوار لا فتی پیشوای انبیا عروه الوثقی کلمه الحسنی سید الاوصیا عماد الاصفیا رکن الاولیا آیت الله العظمی خیر المومنین امام المتقین اول العابدین ازهد ااهدین زین الموحدین حبل الله متین
اللهم صل علی امیر المومنین علی ابن ابی طالب اخی نبیک و ولیه و صفیه و وزیره و مستودع علمه و موضع سره و باب حکمته والناطق بحجته والداعی الی شریعته و خلیفته فی امته و مفرج الکرب عن وجهه قاصم الکفره و مرغم الفجره الذی جعلته من نبیک بمنزله هارون من موسی.اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله والعن من نصب له من الاولین والاخرین و صل علیه افضل ما صلیت علی احد من اوصیائ انبیائک یا رب العالمین
از کلام گهر بار سید حسین المحدث ابن سید زید ابن موسوسی الکاظم علیه اسلام روستای آله کبود گروس امام زاده سید حسین المحدث ملقب به سید بدیع امان.موضوع نصیحت و وصیت در جمع فرزندان خویش در دم مرگش.سپاسگزارم کسی را که منّتش بزرگ است، نعمتش بارش تمام دارد، کلامش کامل است، امرش نافذ، دلیلش رسا، حکمش عدل، رحمتش پیشی گرفته بر خشمش. ای فرزندانم صبور باشید وتقوا را پیشه کنید.(پیامبری که) به هر مؤمنی مهربان بود، رحیم، و بخشنده، و پسندیده، و دوست، و پاکیزه بود. بر او است رحمت و سلام و برکت و بزرگی و کرامت از طرف پروردگار آمرزندۀ مهربان و نزدیک و پاسخ دهنده و بردبار.و رحمتش بهشتی است گسترده و زیبا و پسندیده، و عقوبتش جهنمی است گسترده و هلاک کننده.
از دید گاه سا دات گروس آله کبود
آمدن امامزادگان به ایران سرزمین فارس شیراز
علمای سادات در نجف اشرف در سال ها ی۱۳۲۹ هجری شمسی حضرات آیات دستغیب و بروجردی وسایر علما اشاره ایی داشتند به خواندن خطبه حضرت احمد شاه چراغ در هشت فرسنگی شیراز در روستای ( در خان زینان )به یاران وامام زادگان وشیعیان وهمراهان وبرادران خود که تعداد شان بالغ بر ۱۲ هزار نفر بوده. که از سمت مدینه وارد کشور ایران شده بودند. چنین فر مودند که ای یاران من شبانه متفرق شوید واز تاریکی شب استفاده کنید. وبه سمت مدینه بر گردید که این قوم گویا سر جنگ با ما دارد. درست همان خطبه حضرت امام حسین (ع ) در صحرای کربلا قرائت فرمود. حضرت احمد همان خطبه را تکرار نمود. پس ای همراهان ودوستان وعمو زادگان وای شیعیان از تاریکی شبانه استفاده نمایید ومتفرق شوید وخود را به کشتن ندهید. واین قوم قصد کشتن مرا دارد. وهیچ یک از آنان از لشکر شاه چراغ احمد خارج نشد. فردای آن روز حاکم شیراز بنام قتلغ خان با چهل هزار نیرو جلو لشکر حضرت احمد بن موسی الکاظم را گرفت وجنگ سختی در گرفت. ولشکر شیراز شکست خورد . ولشکر حضرت شاه چراغ وارد شیراز شد. اما غافل از اینکه در داخل شهر کمین کرده بودند سپاهیان حاکم شیراز ۲۵۰ نفر از امام زادگان و عمو زاده ها وشیعیان وهمرا هان و جند تنی ازبرادران احمد شاه چراغ را به شها دت رسانیده. از جمله سید احمد بن موسی الکاظم (ع ) شاه چراغ. و لشکر یان آن شاه زاده احمد به سمت کوهای خراسان جنوبی وتبرستان و ویاملک رئ حرکت و بین آنها جدایی افتاد: نقل القول از سید محسن زمان از علمای گروس واز بزرگان بیجار وپسر عمویشان بنام سید علی کرم که هر دو نفرشان زوار بودند در کشور بغداد درنجف اشرف"بتاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ شمسی بر گرفته از کتاب خاطرات آن بزر گواران آله کبود
شهید محسن سیر لانی فرزند یدالله
روستای چهل امیران
جبهه سومار محل شهادت سرباز وظیفه
محل دفن گار شهدا روستای چهل امیران بیجار
تاريخ : پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۴ | ۵:۱۲ ب.ظ | در خواست کننده: حاج سید حسن زمانی | آرشیو نظرات
درخواست گاز رسانی به روستای آل کبود به توسط حاج سید حسن زمانی که در خرداد 98 جواب دهی وبه ثمر رسید.
جادارد از نماینده محترم وفرزند شهید که درمورد گاز رسانی به روستای عقب مانده در بخش مرکزی بیجار آله کبود اقدامات شایسته متقبل گردید. کمال تشکر را دارم. بیجار از سادات آله کبود.
امام زاده بدیع امان(ع )
گل سوسن در باغ هوز
همیشه از حرمت، بوی سیب می آیدصدای بال ملائک، عجیب می آید!سلام! ضامن آهو، دل شکسته منبه پای بوس نگاهت، غریب می آیدنگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی استمگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!.
به پای در دلت، ای غریبه تنهاعلی(ع)
ز سمت نجف، عنقریب می آید
غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گُل .
که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را
سلام بر شاه ولايت(ياضامن آهو)
آهوآمد سوی تو آرام شد،پس می شود
درحریمت هر که بی کس می رود کس می شود
یک عبای آبی و عمامه ای از جنس نور
آسمان ازدست این گنبد ملبّس می شود
خوب ها از چشمشان "می" می چکد اما چرا
قسمت چشمان من انگور نارس می شود؟
یکی از بزرگان سادات در قرن 17 که صاحب مکتب خانه بوده تعریف کرده از یک خانم یک خانم محجبه که فقیر ومسکین بوده وبرای امرار معاش خود وفرزندانش در خانه ها کار می کرد. بنام اعمه سلمه از مها جرین وغیر سادات بوده که یک روز سرد زمستانی قبل از نماز صبح از خانه روانه امام زاده سید حسین میشود برای طواف ودعا برای فرزندانش متوجه میشود که تعداد جند رئس آهو در کنار امام زاده خوابیده اند. وحتا جندین بار در ماهای (رمضان ومحرم وصفر) نوری از این امام زاده شریف منور گشته ومرحوم سید تراب در قرن مکبر این امام زاده بوده. تعریف کرده که یک روز بهاری برای اقامه اذان صبح به امام زاده رفتم دیده یک گرگ با حالتی التماس در جلوی پاهایم غم گشته والتماس می کند فهمیدم که این گرگ درخواستی از من دارد. دعا کن برایم بچه هایم مریض هستند. وجندین کرامات دیگر که حقیر زبانم قاصر است.
دو عنوان شریف» و سید» به طور کلّى براى مشخص ساختن اعقاب حضرت محمد(ص) به کار میرود. عنوان اول به معناى صاحب شرف است و در سرزمینهاى عربى به کسانى اطلاق میگردد که از نسل پیامبر باشند.
سید» به معناى آقا و سرور و صاحب مجد و عزت است و به نظر میرسد در قرون چهارم و پنجم براى سادات به کار گرفته شده است.
فرزندان زن سیده نیز از نظر نسبی سید شمرده می شوند لذا در عرف به آنها میرزا می گویند،فقط از نظر فقهی خمس (در صورت فقیر بودن) به فرزندان کسی تعلق می گیرد که از پدر سید باشند در نتیجه بین کسانی که فقط مادرشان سید است با کسانی که پدر یا والدین آنها سیدند از نظر نسبی و سیادت فرقی نیست ولی از نظر پاره ای از احکام فقهی تفاوت دارند.
سادات بنابر دلایل تاریخی و فشارهای دستگاه حاکم به نقاط مختلف مهاجرت نموده و در آنجا تشکیل خانواده دادند، و همین امر باعث شد تا ساداتی با زبانهای متفاوت در کشورهای مختلف از جمله ایران حضور داشته باشندکه اصالتا عرب و از نسل بنی هاشم میباشند. فرزندان زن سیده نیز از نظر نسبی سید شمرده می شوند لذا در عرف به آنها میرزا می گویند،فقط از نظر فقهی خمس (در صورت فقیر بودن) به فرزندان کسی تعلق می گیرد که از پدر سید باشند در نتیجه بین کسانی که فقط مادرشان سید است با کسانی که پدر یا والدین آنها سیدند از نظر نسبی و سیادت فرقی نیست ولی از نظر پاره ای از احکام فقهی تفاوت دارند.
سادات بنابر دلایل تاریخی و فشارهای دستگاه حاکم به نقاط مختلف مهاجرت نموده و در آنجا تشکیل خانواده دادند، و همین امر باعث شد تا ساداتی با زبانهای متفاوت در کشورهای مختلف از جمله ایران حضور داشته باشندکه اصالتا عرب و از نسل بنی هاشم میباشند. سادات آله کبود با بیش از پانزده قرن در این بلاد مسلط به زبان عربی بوده ونام فرزندان خود بیشتر با حروف عربی بکار می بردند. وبیشتر در دروس احکام ویا روضه ها ویا شبی خوانی ( تعزیه ) ودایر کردن مکتب خانه ها به توسط ملا ها که زینت ساز اهالی بوده وحتا در عصر کشف حجاب با نفوذ مامورین نظمیه در عهد رضا شاه نتوانسته نفوذ کنند که با توجه به همیاری بزرگان وسران سادات روستای آله کبود سنگر ومقاومت وحفظ هویت خویش بهرمند بوده وبا ورود سادات وطلاب به حوضه های همدان ونجف اشرف حکایت دارد. ودر سالهای نه جندان دور ورود طلاب این روستا به شهرستان قم بوده وهم اکنون هستند. حضرات آیت الله سید محمد باقر همدانی گروسی آله کبودی. وبزرگانی جند. که همگی از فرزندان ونوادگان امام موسی الکاظم علیه السلام هستند برابر متن دست نویس شچره نامه تاریخی به تاریخ 1035 هجر ی قمری قلمی گردیده. وهم اکنون در دست سید مسعود زمانی می باشد. که امام زاده سید حسین المحدث ملقب به بدیع امان وجداد وی که از فرزندان زید شهید که قبر شریفشان در قاعنات خراسان جنوبی می باشد. وجود این امام زاده در بلاد گروس روستای آله کبود همیشه زینت بخش بوده
به گزارش ایکنا از خراسان جنوبی، امامزادگان(ع) و بقاع متبرکه از اماکنی هستند که مردم به صورت خودجوش و با اشتیاق در آنها حضور بهم میرسانند و ایام نوروز و زمان تحویل سال گویای این مهم است و واضح است که امامزادگان، نماد ترویج مذهب تشیع جعفری و زمینه ساز زنده نگهداری باورهای عامه مردماند که در گذار زمان کمتر دستخوش تغییر و تحول آفرینی میشوند.
اعتقاد به خاندان امامت و نبوت، حقیقتی گسست ناپذیر بوده که از دیرباز در سرشت و هویت ایرانیان پاک آئین و نیک زاد ریشه دوانده و موجب گرایشات آنان به فضایل ایمانی و انسانی گردیده که خود بازتابی از اعتقادات مذهبی و توسل آنان به امامزادگان آرامیده در بقاع متبرکه این سرزمین دارد.
آستان امامزاده زيد بن موسى(ع) در شهرستان قاین و روستای آفريز واقع شده است و در فاصله ۵۰ کیلومتری از قاین قرار دارد، روستای آفریز نیز در مسیر جاده سرایان ـ بيرجند ـ قاین قرار دارد، رود خانه شورود از شش کیلومتر جنوب آن می گذرد و کوه زیارتگاه در جنوب شرق آن واقع است.
آفريز پيشينه كهن داشته و بخشی از تاريخ آن را می توان از تاريخ شهادت امامزاده زيدالنار (ع) به سال ۲۰۳ هجری قمری در اين آبادی دانست. ومرقد مبارک فرزند وی به نام سید حسین المحدث ملقب به بدیع امان که در درگیری خان زین شیراز ذخم شمشیر برداشته بود در سن 92 سالگی به درجه شهادت نائل گردیده وقبر شریف شان در روستای آله کبود. می باشد. وچون در عهد عباسیان وحکام منطقه هویت خودرا مخفی نگه داشته وقبر شریف شان معروف به قدمگاه دوازده امام یا بقای متبرکه حکایت دارد. (وابن عنبه) چنین در قلم خود آورده که زید ابن موسی الکاظم (ع ) دارای چهار پسر بوده وهمگی در رکاب حضرت امیر احمد شاه چراغ به بلاد شیراز بوده اند که به توسط حکام شیراز به نام خطلغ خان تعدای از امام زاده گان وشیعیان ودوستاران اهل بیت (ع ) به تعداد 250 نفر در رکاب احمد شاه چراغ به شهادت رسیده وبقیه کاروان شبانه بین آنها جدایی افتاده وسید حسین همراه زن وفرزندان ویکی از خواهرانش به (نام صغرا ای) به مناطقی ثعب العبور به نام اله کبود سکان می یابند. تهیه کننده حاج سید حسن زمانی.
مرحوم کربلای سید علی کرم از سادات آله کبود در سال 1328 هجری قمری با مراجعه به محضر مبارک امام موسی صدر یک پنجم دارایی خود را بعنوان خمس هدیه می نماید. در منزل آقا سید محمد باقر همدانی این اتفاق افتاده بود. و آن سند تاریخی موجود می باشد.
منصور،=دوانقی جلاد شماره یک در عهد عباسیان
خلیفه غاصب عباسی، عدهاى از سادات را دستگیر کرد و دستور داد تا آنان را به زنجیر بکشند و داخل کجاوهاى بدون سرپوش و فرش سوار کنند، سپس آنان را در زیر زمینى محبوس سازند که شب و روز در آن قابل تشخیص نبود. از این روی، علویان زندانی، قرآن را پنج قسمت کردند و هر نماز پنج گانه را پس از خواندن یک قسمت، اقامه میداشتند. آنان حتى براى قضاى حاجت ناگزیر بودند از محل ست خود استفاده کنند و این وضع برایشان مشقّت آور بود. به علاوه سلامتیِ حبسشدگان به شدت تهدید میشد و عدهاى به دلیل بیماری، گرسنگى و تشنگى از دنیا میرفتند.
منصور یکى از سادات را احضار کرد و دستور داد لباسهایش را پاره کنند، سپس 150 تازیانه بر او زد. یکى از آن شلاقها به صورت وى اصابت کرد. آن سید که از نوادگان امام حسن مجتبی(علیه السلام) بود، گفت: واى بر تو! از صورت من صرف نظر کن. منصور عباسى به جلاد گفت: سى تازیانه بر سرش بزن. یکى از آنها به دیدگانش خورد و چشم او را از جاى کند و خون بر صورتش جارى گردید. پس از این وضع اسف بار و تحمل شکنجهاى شدید، آن علوى به شهادت رسید.
همچنین منصور، محمد بن ابراهیم بن حسن را احضار کرد و او از نظر سیما چنان جذبهاى داشت که سرآمد عصر خود بود. منصور گفت: دیباجِ زرد تویی؟ به خدا سوگند! به شیوهاى تو را نابود کنم که با دیگرى چنین نکردهام. آن گاه دستور داد که زنده زنده بر روى او ستونى بنا کنند و او در زیر آن ساختمان به شهادت رسید. امیدواریم این چشمه کوثر به عنوان چشمهیی زلال بتواند همه گرفتاریهای اسلام را به مانند یک صافی، صاف کند . حاج سید حسن زمانی.
درباره این سایت